... عکسهایی متفرقه رادین جون در نوزده ماهگی ...
پسرم سلام
خوبی مامانی
حتماً میپرسی چرا تعداد عکسهای این ماهت اینقدر کمه؟!
نه عزیزم فراموشت نکردم و به فکرتم
مثل همیشه
فقط
فقط
این ماه یخورده مریض بودی و بیشتر به خودت رسیدم تا خوب شی
ما بقی عکسهای این ماهتم تو پستهای قبلی هماهنگ با عنوان پستهاست
دوست دارم عشق من

مدلهای نشستنت موقع عکس گرفتنم ازت
اینجا دیگه خیلی مهربون شدی برام

حالا پاهاتو گرفتی و بعد

بعد هم این


اینهم از خنده های زیبای تو در مواجه با بارون بهاری
وقتی که قطره های بارون صورت مخملیت رو نوازش میکرد
که اولش با تعجب و بعد با خوشحالی برات همراه شد
میپرسی ازم:" این چیه؟"
میگم :"بارونه پسرم، بهش دست بزن"

بعد چند قدم میری جلو و میخوره به دستات

انگار خوشت اومده
میای پیشم و میخندی
که یعنی برات حالب بوده

دوباره میری

وبعد از اون خنده های پی در پی تو



پیشونیت چی شده؟
مثل پسر شیطونها داشتی با تابت کارهای ژانگولری انجام میدادی خورد بهت و این شد نتیجش
این اولین زخم رو صورتت بود پسر وروجک من

اینجا هم برام مهربون شدی

حالا وسط مهربونی سرفت می گیره





... عکسهایی متفرقه رادین جون در نوزده ماهگی ...
